خانمِ آزاده نامداری در صداوسیمای جمهوری اسلامی مجری هستند (یا بودهاند)، و شهرتی داشتهاند به علاقه و افتخار به چادر، و برای این نوعِ پوشش تبلیغ هم میکردهاند. حالا عکسهایی از ایشان منتشر شده است که ایشان را، در خارج از ایران، در فضایی ظاهراً عمومی و بدونِ چادر و بدونِ روسری نشان میدهد. گویا عکسها ایشان را طوری نشان میدهد که میشود انتظار داشت ساکنانِ اروپای غربی در فصلِ تابستان آنگونه لباس بپوشند. خانمِ نامداری توضیحی ویدئویی منتشر کردهاند و، از جمله، گفتهاند که با محارمشان بودهاند و روسریشان برای لحظهای افتاده بوده است.
من در این امور سوادِ حقوقی و فقهی ندارم؛ اینها که میگویم نتیجهی چند دقیقه فکرکردن و کمی بررسی است.
۱. حتی در نبودِ امکانِ برابر برای تبلیغِ انواعِ دیگرِ سبکِ زندگی، بهنظر نمیرسد اینکه کسی سبکی را تبلیغ کند به خودیِ خود کارِ مذمومی باشد.
۲. در تبلیغِ سبکی از زندگی، صِرفِ اینکه کسی بهبودِ وضعیتِ شغلیِ خودش را هم در نظر داشته باشد به خودیِ خود کارِ مذمومی نیست.
۳. به طرزِ گستردهای پرسوجو نکردهام؛ اما حتی یک مورد هم ندیدم که کسی عکسها را دیده باشد و توضیحاتِ خانمِ نامداری (در موردِ باد و روسری و محارم) را مقبول یافته باشد.
۴. بعید است که جایی را برای خانمِ نامداری و نزدیکانشان قرق کرده بوده باشند، و ایشان هم ذکری از ملکِ شخصی نکردهاند؛ در چنین شرایطی، گمان نمیکنم که نوعاً وقتی برای ”پیکنیک“ جایی میرویم، جایی که در آن بودهایم را عرفاً یا قانوناً بشود مکانی شخصی یا خصوصی محسوب کرد.
۵. شهودِ ابتداییِ من میگوید که عکسبرداری و فیلمگرفتن از شخصی و انتشارِ فیلم و عکسها، وقتی که آن شخص در مکانی عمومی است و بهنظر نمیرسد که ناآگاهانه یا بر خلافِ میلاش آنجا آمده باشد، اخلاقاً اشکالی ندارد—مخصوصاً که نوعاً افراد میدانند که امکانِ عکسگرفتن و فیلمبرداری عملاً در اختیارِ همه هست.
۶. شهودِ ابتداییِ من میگوید که در موردِ اشخاصِ مشهوری که تلویزیون و روزنامهها عاملِ شهرتشان بودهاند، ملاحظهی (۵) حتی با قوّتِ بیشتری برقرار است. تعجب نخواهم کرد اگر بفهمم جوامعِ دموکراتیکِ قانونمندی هستند که از شهروندانِ عادی در مقابلِ مواردی از جنسِ (۵) حفاظت میکنند و از اشخاصِ مشهور نه. کسی که خودش دربارهی زندگیِ شخصیاش با رسانهها صحبت میکند، دقیقاً با همین کار دایرهی حریمِ خصوصیاش را کوچکتر میکند (حتی با این فرض که، برای دیگران، پارک و خیابان حریمِ شخصی محسوب بشود). فرقی نمیکند که در صحبتتان با رسانهها از افتخارتان به چادریبودن گفته باشید یا از انزجارتان از پوشیدنِ پالتوی پوست: برای خودتان شهرتی ساختهاید و از مزایایش استفاده کردهاید؛ بخشی از روالی که واردش شدهاید این است که مخاطبانِ عامْ حقی (یا به هر حال عطشِ قابلِ درکی) پیدا میکنند به دانستنِ امورِ مربوط به حیطهی شهرتتان. وقتی که چنین شهرتی در کار باشد، شاید که حتی وظیفهی (یا به هر حال: شغلِ) برخی خبرنگاران دقیقاً دنبالکردنِ شما در موضوعاتِ مربوط باشد.
۷. آیا ماجرای انتشارِ تصاویرِ بدونِ حجابِ خانمِ نامداری متضمنِ ظلمی به ایشان بوده است؟ نمیدانم. چیزی که کمابیش برایم روشن است این است که به فرض هم که به ایشان ظلمی شده باشد ظلمی از جنسِ نقضِ حریمِ خصوصیشان نشده است.
۸. حتی با این فرض که این ماجرا نشان از ریاکاریِ خانمِ نامداری باشد، اینطور نیست که این موضوع جوازِ دشنام و توهین به ایشان باشد. و اگر فقط یک گروه باشد که رفتارِ خانمِ نامداری ظلمی به آنان است، آن گروه زنانیاند که چادرْ پوششِ مختارشان است و سبکِ زندگیشان را هم به کسی تحمیل نکردهاند.
۹. اصلاً معتقد نیستم کسی که در فضای شخصیِ خودش مطلبی منتشر میکند لازم است در همهی مواردْ اعلامِ موضع کند؛ با این حال، صرفاً به لحاظِ کنجکاویِ شخصی، مایلام بدانم کسی که در موردِ ماجرای خانمِ نامداری متوسل میشود به موضوعِ حریمِ خصوصی و حفظِ آبروی افراد، چه موضعی دارد دربارهی اینکه یکی از خطیبانِ جمعهی تهران در منبرِ رسمیِ نماز میگویند که فضای داخلِ اتومبیل حریمِ شخصی نیست.