ترجمهی من از کتابِ کلاسیکِ پلنتینگا را امسال نشرنو منتشر کرده است. این فهرستِ غلطهای کشفشده است (و بهروزرسانی خواهد شد). عبارتِ حاویِ غلط را با حروفِ سیاه مینویسم؛ چیزی که زیرش خط میکشم شکلِ صحیح است. از بخشِ اعظمِ اینها به واسطهی تیزبینی و لطفِ ساجد طیبی آگاه شدهام.
– ص. نوزده، مدخلِ تضمّن در واژهنامه: ترجمهی فلسفهٔ زبانِ ویلیام لایکن
– ص. ۶، س. ۸: به معنیِگسترشیافته خودآشکار هست نه
– ص. ۸، سطرهای ۱۴ و ۱۵: آنچه بهطورِ پیشینی دانسته است، به طریقی از طرق، مستقل از تجربه، دانسته است.
– ص. ۱۲، سطرِ پنجم از آخر: خاطرنشان میکند که حکمِ مفروضِ وجهیتِ معطوف به قضیه
– ص. ۱۶، س. ۵: ولی نه همهی ابژهها بهطورِ ذاتی دارند.
– ص. ۲۳، اولین و آخرین شمارهها: تعدادِ حواریون مرکّب است ضرورتاً صادق نیست و تعدادِ حواریون ذاتاً مرکّب نیست.
– ص ۳۵، سطرِ چهارم از پایین. شکلِ فعلی، گرچه کاملاً هم بیربط نیست، تا حدِ زیادی نتیجهی اشتباهِ منِ مترجم است، و بخشی از آنچه در یادداشتِ مترجم در صفحهی چهارده آمده باید اصلاح شود. عجالةً، تا پیش از چاپِ دوم، توجه کنید که فرمولی که پلنتینگا میگوید که اگر صادق باشد چه میشود، همان فرمولِ (۹) در صفحهی بعد است. نیز، عبارتِ اگر صادق باشد نباید ایرانیک باشد.
– ص. ۸۵، س. ۳ در قسمتِ ۳: دیدنِ اینکه میل چه در ذهن داشته
سلام.
پاسخِ من با این فرض است که آنچه نوشتهاید جدّی است، و این پاسخ امیدوارم حاکی از این نباشد که من خودم را زیادی جدّی میگیرم. دیگر اینکه چیزی که بهدرستی بشود اینطور توصیفاش کرد که کتابِ من است بهنظرم باید نوشتهی من باشد (نه اینکه من مترجم یا تدوینگرش باشم)، و از اینها فقط یکی منتشر شده؛ با این حال فرض میکنم منظورتان چیزهایی باشد که اسمِ من روی جلدشان آمده. طوری که من میفهمم، از اینها فقط یکی برای چاپِ دوم ویرایش شده، پانزده سال بعد از چاپِ اول.
در موردِ اصلاحات، گمان میکنم وظیفهی پدیدآورنده باشد که غلطهای (مهمِ) کشفشده را اصلاح کند و در اولین فرصت اطلاع بدهد، خواه پدیدآورنده خیلی دقیقتر از من باشد خواه نه.
برای حلِ معضلتان پیشنهادِ من این است که هرگاه کتابی منتشر شد که من پدیدآورندهاش بودم، بخریدش اگر که خریدناش را (فارغ از چاپهای بعدی) مجموعاً مفید و میسر یافتید. چاپِ بعدیای اگر منتشر شد و حاویِ اصلاحاتی بود با تعدادی بیش از یکدهمِ تعدادِصفحههای کتاب، نسخهای که خریدهاید را برای من بفرستید (با هزینهی خودتان)، و من در عوض یک نسخه از چاپِ جدید را با هزینهی خودم برایتان میفرستم.
درود بر شما.ابتدا سپاسگزارم از پاسخگویی و احساس مسئولیت تان.همچنین عذرخواهی می کنم از صورت بندی نه چندان دقیق موضوع و اغلاطی که در نوشته ام بود ( مانند خودگرایی که egoism می شود و…)
اما پس از اینکه پاسخ شما را خواندم ، اندکی اندیشیدم و این راه حل به نظرم رسید، البته نمی دانم چقدر با آن موافقید: «فرض اصلی » این بود که شما کتاب های چاپ های بعدی خود ( منظور همان کتابهایی است که اسم شما روی جلدش آمده) را اصلاح می کنید. و در پاسخ خود به درستی بر وظیفۀ تان برای کشف و اصلاح متن ، تاکید کرده اید. ولی اینجا به نظرم باید میان «اطلاع دادن» و تصحیح نوشتار مکتوب تمایز قائل شویم.
نکتۀ مهم این است که شما در چاپ های بعدی کتاب تان از درست نامه استفاده نمی کنید و مستقیماً خود متن را مورد تصحیح قرار می دهید.با اینکه ممکن است این به نظر شما عجیب باشد، اما فکر می کنم عادلانه و اخلاقی تر این است که هنگامی که درست نامۀ تان برای چاپ بعدی کتاب تان آماده شد، آن را به صورت برگه ای جداگانه در کتاب قرار دهید و خودِ کتاب را بدون هیچ تغییری ، در چاپ های بعدی منتشر کنید. به این صورت، هم شما از حق اصلاح متن تان برخوردارید و هم خریداران چاپ های بعدی نیز مانند خریداران چاپ نخست، از زحمت رجوع به «درست نامه»، بی دریغ نیستند و فکر کنم (البته اصلاً مطمئن نیستم) که چون متن کتاب عوض نشده، هزینۀ چاپ های بعد هم به خاطر تغییر نکردن فیلم و زینک ، کمتر افزایش یافته؛ و این برای خریداران آن، به صرفه تر و منصفانه تر می باشد.
سلام.
بهنظرِ من تصحیحِ غلطهای مهم وظیفهی پدیدآورنده/ناشر است (اگر که چاپِ بعدیای در کار باشد) و صرفِ اطلاعدادن کافی نیست. گمان میکنم آن درستنامههایی که در کتابهای قدیمی میدیدیم نوعاً در زمانِ همان چاپِ اول چاپ میشد و همراه با چاپِ اول منتشر میشد.
آنقدری که من در موردِ روالِ تجدیدچاپ متوجه شدهام، هزینهی فیلم و زینک برای تصحیحِ غلطها نوعاً آنقدر نیست که بر قیمت تأثیر بگذارد. اما دغدغهی شما در پیامِ اولتان وضعیتِ کسانی بود که چاپِ اول را خریدهاند؛ بعید میدانم چنین کسانی آن برگهی پیشنهادیِ شما را در کتابفروشیها از لای کتابهای چاپِ دوم بردارند؛ لذا قاعدتاً اینکه درستنامه در فضای مجازی منتشر بشود برای دارندگانِ چاپِ اول کفایت خواهد کرد. ممنون بابتِ بحث.
با درود دوباره و با عذرخواهی بسیار از اینکه واقعاً نمی خواستم بیش از این مصدع اوقات باشم، اما به نظرم راه حل درست و اخلاقی چنین است: دربارۀ ایدۀ برگۀ چاپی ِ درست نامه کاملاً حق با شما است ؛ زیرا خریداران چاپهای بعد، از مزیت داشتن برگه ای بر خوردارند که خریداران چاپ اول از آن محروم می باشند. ولی پاسخ شما تبعیض میان دارندگان چاپ اول و دوم را برطرف نمی کند، چون قاعدۀ شما مبنی بر اینکه : «صِرف اطلاع دادن کافی نیست»، برای دارندگان چاپ اول صدق نمی کند؛ زیرا شما صِرف اطلاع آنها از درست نامه را در فضای مجازی کافی می دانید درحالیکه همین اطلاع را برای دارندگان چاپهای بعدی کافی نمی دانید. به نظرم پاسخ درست این است که خریداران چاپهای بعد هم مانند چاپ نخست، به درست نامه فقط از طریق فضای مجازی دسترسی داشته باشند و به این طریق قاعدۀ دسترسی به اطلاعات ، برای همۀ آنها برابر می شود اما خودِ کتاب، باید همانند چاپ اول دست نخورده و با اغلاط باقی بماند.با سپاس فراوان از حوصلۀ تان.
سلام آقای لاجوردی گرامی وقتتون بخیر باشه.
نمیدونم این تحشیه به مطلبتون مرتبط انگاشته میشه یا خیر ولی ممنون میشم اگر فرصت کردید کمی بنده رو راهنمایی کنید.
بنده دانشجوی روانشناسی هستم و بیشتر مطالعات و دغدغه و مطالعهام در فلسفهی تحلیلی هست(بیشتر آثار زگزبسکی، ویتگنشتاین و پلنتینگا و نیگل و بوغوسیان و سرل)
مدتیست که به سبب مطالعهی آثاری از هیوم(کاوشی در خصوص فاهمهی بشری) و کریپکی(نامگذاری و ضرورت و تفسیری از زبان خصوصی) و این اواخر کتاب ماهیت ضرورت پلنتینگا از شما با ترجمههاتون مواجهه داشتم.
حقیقتاً بسیار علاقهمند شدم که از سبک و اسلوب ترجمهتون یاد بگیرم.(اگر قائل به چنین مفهومی باشید)
نمیدونم چطوری پرسشم رو مطرح کنم که به دام اطناب ممل و ایجاز مخل نیفتم، ولی ممنون می شم اگر مقدور و میسوره، مختصری از اندوختهها و آموختههاتون در مسیر مترجمی رو در اختیار این حقیر قرار بدید.
با تشکر
سلام.
ممنون بابتِ این پیام. گمان نمیکنم بتوانم در این حدّ کلّی کمکی بکنم: تصور میکنم که میشود با مقایسهی اصل و ترجمه چیزهایی یاد گرفت (مثلاً در این مورد که چه خطاها و چه کژسلیقگیهایی در کمیناند). اگر سؤالِ مشخصی در موردِ ترجمهی جمله یا عبارتِ خاصی در نظر داشته باشید خوشحال میشوم که کمکی کنم. میتوانید به من ئیمیل بزنید.