مرهم

دندانِ شکسته و دندانِ پوسیده. و دیشب که ح می‌خواست و من نتوانستم. و سرماخوردگی. و خوابِ تب‌آلودِ طولانی. و کارِ مقاله که پیش نمی‌رود. و سروصدا. و روزی که دردِ کلیه بی‌تاب‌ام کرده بود و […]. و آب که صبح سرد بود. و فیلترشکنی که کند و شکننده است.

بعد، پیامی از تو می‌رسد، و اوضاع خیلی هم بد نیست؛ خیلی هم بد نیست…

***

دایدو:

چای‌ام سرد شده؛ دارم فکرمی‌کنم که

اصلاً چرا از تخت‌خواب بلند شدم.

بارانِ صبحْ پنجره‌ام را با بخار پوشانده

و هیچ چیزی نمی‌توانم ببینم.

و حتی اگر هم می‌شد دید همه چیز خاکستری می‌بود

اما عکسِ تو روی دیوار به یادم می‌آورَد

که اوضاع خیلی هم بد نیست؛ خیلی هم بد نیست.

یک نظر برای "مرهم"

نظرتان را بنویسید