کوتاه‌اش می‌کنم اگر/وقتی فرصت شد

در ۱۷۵۱ هیوم در نامه‌ای نوشت:

 معتقدم که جستارهای فلسفی حاویِ هر چیزِ مهمی مربوط به فهم است که در رساله با آن مواجه می‌شدید؛ و شما را نصیحت می‌کنم که این دومی را نخوانید. با کوتاه‌کردن و ساده‌کردنِ مباحث، حقیقتاً کامل‌ترشان کرده‌ام. Addo dum minuo. اصولِ فلسفی در هر دو یکی‌اند: اما شورِ جوانی و نوآوریْ مرا به انحرافِ انتشارِ عجولانه کشانْد. کاری چنان پُردامنه،‌ طراحی‌شده پیش از آنکه بیست‌ویک‌ساله باشم، و تألیف‌شده پیش از آنکه بیست‌وپنج،‌ ضرورتاً باید بسیار معیوب باشد. صدها و صدها بار از شتاب‌ام پشیمان شده‌ام.

 
جمله‌ی لاتین گویا یعنی اضافه می‌کنم،‌ در آن هنگام که اندازه را کاهش می‌دهم. 
 
می‌دانیم که هیوم با پاسکال آشنا بوده است (مثلاً در فصلِ‌ دهمِ کاوشِ اول ارجاعاتی به پاسکال هست)؛ اما نمی‌دانم آیا این جمله‌ی میانه‌ی قرنِ هفدهم‌اش را هم خوانده بوده یا نه:
 
Je n'ai fait celle-ci plus longue, que parce que je n'ai pas eu le loisir de la faire plus courte
 
که یعنی این را خیلی طولانی کرده‌ام،‌ صرفاً چون فراغتِ کوتاه‌ترکردن‌اش را نداشته‌ام. اصلاً نمی‌دانم که آیا این جمله در قرنِ هجدهم هم مشهور بوده یا نه.

کاوشی در خصوصِ فهمِ بشری ابتدائاً در مجلّدی با عنوانِ جستارهای فلسفی در خصوصِ فهمِ بشری منتشر شده بوده است.
 

پاسخ دهید