درسِ گران‌آموخته

اینکه کسی که دوست‌اش داریم از شخصِ دیگری خوش‌اش بیاید (یا یک زمانی از او خوش‌اش می‌آمده)، به خودیِ خود نشان نمی‌دهد که آن شخصِ دیگر آدمِ بد یا بی‌سواد یا بی‌هنر یا دروغگو یا متملّق یا نان‌به‌نرخِ‌روزخور یا لمپن یا متوّهم یا بی‌ریشه یا نفهمی است. 

به دقت و صداقتِ گزارش‌های محبوب هم اگر اعتمادِ کامل داریم، این را یادمان نرود که قضاوت‌مان را حسادت می‌تواند خراب کند.
 

یک نظر برای "درسِ گران‌آموخته"

  1. حتی برعکس.
    اگر «واقعنی» دوست‌اش داریم، بسیار محتمل است که «آن»ی دارد که «نام آن نه لبِ لعل و خطِ زنگاری است». دوست‌داشتن وی/«آنِ» وی قاعدتاْ باید همبستگی چشمگیری داشته‌باشد با دوست‌داشتنِ/محترم‌انگاشتنِ پسند/دستگاهِ پسند و دستگاهِ ارزشیابی/احترام‌گذاری وی.
    حکمِ «هرچه آن خسرو کند شیرین بود» احتمالا بیشتر ریشه در همچه نگاهی دارد تا نظریه‌ی معصومیت.

پاسخ دهید