در بابِ یکی از شرایطِ لازم برای خوب‌بودنِ ترجمه

می‌گوید که ترجمه‌ی فارسیِ رمانی را اخیراً خوانده، و ترجمه به نظرش "بسیار خوب" بوده است. یکی-دو جمله‌ی بعد، در ادامه‌ی صحبت‌اش (که من دارم دزدانه گوش می‌کنم) می‌گوید که متنِ اصلی را ندیده است. 

خوب‌بودنِ ترجمه، خوب‌بودنِ ترجمه است:‌ در نسبت‌اش با چیزِ دیگری (متنِ اصلی) است که تعریف می‌شود. شاید متنِ فارسی روشن و روان باشد؛ اما: آیا همه‌ی متن را به فارسی برگردانده، یا جاهایی را از متن حذف کرده (یا به متن اضافه کرده)؟ آیا لحن و واژگانِ ترجمه به طرزِ معقولی منعکس‌کننده‌ی لحن و واژگانِ متنِ اصلی هست؟‌ جایی اگر در متنِ‌ اصلیْ جمله‌ها طولانی است، یا واژگان‌اش قدیمی یا رسمی، این طولانی‌بودن و قدیمی‌بودن و رسمی‌بودن در ترجمه هم هست؟ اگر، از نظرِ ساده‌بودن و آسان‌خوانی، ترجمه‌ی فارسی‌مان از هیوم و راسل و کواین مثلِ هم است، آنگاه حداقل دو تا از اینها را درست ترجمه نکرده‌ایم!

 

یک نظر برای "در بابِ یکی از شرایطِ لازم برای خوب‌بودنِ ترجمه"

پاسخ دادن به Mahdi Foraty لغو پاسخ