اندر نبودِ فهم: موردِ اخیرِ نشریه‌ی مطالعاتِ بدیویی

ماجرای بیست‌ سال پیشِ الن سوکال را خیلی از ما هنوز یادمان نرفته. سوکال در دانشگاهِ نیویورک (NYU) استادِ فیزیک بود و مقاله‌ای فرستاد برای نشریه‌ی سوشال تِکست، و مقاله در ۱۹۹۶ منتشر شد. مقاله را سوکال پُر کرده بود از لاطائلاتی که کمترین آشنایی با موضوع فوراً خواننده را متوجه می‌کرد که مقاله جدی نیست. (یک مدعای مقاله این بود که گرانشِ کوانتمیْ یک برساخته‌ی زبانی است؛‌ عنوانِ بخشی از مقاله "هرمنوتیکِ‌ نسبیتِ عامِ کلاسیک" است؛ و در بحثی در فمینیسم، نویسنده صحبت می‌کند از ریاضی‌دانانی که رضایت داده‌اند به قالبِ هژمونیکِ نظریه‌ی مجموعه‌ها، که، با بازتاباندنِ ریشه‌های لیبرالیِ قرنِ نوردهمی‌اش، یک اصل‌موضوعِ برابری دارد. پیشنهاد می‌کنم به مقاله نگاهی کنید اگر در دوره‌ی کارشناسیْ درسی در ریاضیات یا در فیزیک گذرانده‌اید.)
 
روزِ انتشار، سوکال در جای دیگری نوشته‌‌ای منتشر کرد که توضیح می‌داد که قصدش از نوشتن و فرستادنِ مقاله این بوده است که ببیند آیا نشریه‌ای پیشرو در مطالعاتِ فرهنگی مقاله‌ای پر از ترّهاتی با ظاهرِ ریاضی و فیزیکی را منتشر می‌کند اگر که اولاً خوب به‌نظر برسد و ثانیاً با ایدئولوژیِ گردانندگانِ نشریه موافق باشد. مدتی بعد سوکال و ژان بریکمون کتابی منتشر کردند با عنوانِ اراجیفِ مُدِ روز، که از جمله می‌پرداخت به بدفهمی‌های لکان و بودریار و دلوز از معنای فنّیِ مفاهیمِ علمی. ماجرا بسیار پرسروصدا بود؛ بعضی مطالبِ مربوط را می‌شود از طریقِ صفحه‌ی دانشگاهیِ سوکال و در مدخلی از ویکیپدیا دنبال کرد.
 
غرض از یادآوریِ اینها این است که بگویم دیروز، به لطفِ دیلی‌نوس، فهمیدم که دو نفر در فرانسه اخیراً کارِ مشابهی کرده‌اند و از نشریه‌ای که مختصِ بحث در اندیشه‌های الن بدیو است برای مقاله‌ی عامدانه‌چرندگویانه‌ای پذیرش گرفته‌اند. گمان می‌کنم خوب است نشریاتِ ما گزارشی منتشر کنند درباره‌ی این موردِ اخیرِ دست‌انداختنِ مدعیانِ ژرف‌اندیشی.

2 نظر برای "اندر نبودِ فهم: موردِ اخیرِ نشریه‌ی مطالعاتِ بدیویی"

پاسخ دهید