فوران

دوست داشتم می‌توانستم—یعنی بلد بودم—نقاشی کنم. تابلوی مدرنی بی موضوع، پر از رنگ‌های درهم‌آمیخته، عمدةً قرمز و سیاه. تقدیم به او. بعد،‌ هر از چندی، تاریخی زیرش اضافه می‌کردم. حتماً امروز با این دردِ مطبوعِ مچِ دستِ راست این کار را می‌کردم.
 

2 نظر برای "فوران"

  1. افراط و تفریط. حال آن که باری تعالی می فرماید:
    قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ
    وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ

پاسخ دهید