خشونتِ آقای لیبرالِ مؤدب

غذا را آوردند، و طبیعتاً خواستم نمک بزنم. نمکدان خالی بود—یا به هر حال نمک از آن نمی‌ریخت.

آورنده‌ی غذا که دوباره نزدیک آمد گفتم "می‌شود لطفاً برای ما نمک بیاورید؟"

گفت "نمکدان روی میز است."

این کار البته که غیرحرفه‌ای بود: کارمندِ حرفه‌ایِ رستوران می‌گوید "بله، حتماً"، و بعد از آوردنِ نمکدان هم اشاره‌ای به نمکدانی که روی میز بوده است نمی‌کند (مگر عذرخواهانه، و بدونِ پرسش).

بدونِ تغییرِ لحن گفتم "احتمالاً خالی است."

دال با چشمان‌اش گفت "اذیت‌اش نکن."

دیدم که گاهی چقدر خشن‌ام. خشونتِ لفظی فقط در به‌کاربردنِ لفظِ رسماًخشن نیست. معنای جمله‌ی ظاهراً مؤدبانه‌ی من این بود که: مردِ حسابی، ابله یا مردم‌آزار که نیستم؛ لابد نمکدان را امتحان کرده‌ام و مشکلی بوده که دارم با تو حرف می‌زنم. "احتمالاً"ام هم جمله را خشن‌تر کرده بود. حتی تحقیرآمیز کرده بود.

5 نظر برای "خشونتِ آقای لیبرالِ مؤدب"

  1. *مردِ حسابی* یا *آدمِ حسابی*؟
    آیا این جور است که در تصویر ذهنی ما آورنده‌ی غذا مرد است؟ یا این جور است که آن لحنِ بی‌ادبانه‌ی مغرورانه از یک کارمند مردِ رستوران برمی‌آید؟

    با نظرِ kave هم خیلی موافقم.

  2. مستقل از تامل نگارنده در رفتار خودش که قابل تحسین است، شاید باید قبول کنیم که اگر « کارمند حرفه ای رستوران» به معنای « شخصی که برای حرفه اش (کارمندی رستوران) آموزش دیده» است و نه صرفا « شخصی که در رستوران کار می کند»، وقوع سناریوهایی شبیه به این، ناشی از اهمال در آموزش هم هست.
    نه اینکه خشن بودن کار خوبی باشد، چه بسا نشانه ضعف هم باشد، ولی فکر می کنم سیستمی (در اینجا صاحب/مدیر رستورانی) که در فراهم کردن آموزش کارکنانش اهمال کرده سزاوار سرزنش است و شاید حتی مستحق سهمی از خشونت لفظی (البته از نوع ظاهرا مودبانه اش) .

پاسخ دهید