قـتلِ مؤلف

شاعر انکار می‌کرد: "خیر: هیچ نظری به نیما نداشتم در این شعر."

هر چه کردم قبول نکرد که ذکرِ یوش مسلماً راجع است به نیما. عصبانی‌ام کرد. چاقو… به هر حال، حالا دیگر مؤلف مرده است.

بی هیچ ادعایی در موردِ فهمِ مقاله‌ی مشهورِ بارت.

3 نظر برای "قـتلِ مؤلف"

  1. استعاره آقاجان، استعاره.مثلاً، "می روی و مژگانت خون خلق می ریزد". یا "شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان/ که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان"

پاسخ دهید