کابوسِ مردِ لنگ

اورشلیم، بالاخره.

برای دیدنِ او آمده بودم که می‌گفتند چنان حرف‌هایی می‌زده—چنان کارهایی که می‌گفتند می‌کند را که بعضی ساحران هم می‌توانند. معبد آرام نبود.

کاسبان و خریداران را بیرون می‌راند و بساطِ صرافان و کبوترفروشان را واژگون می‌کرد و به آرامی می‌خروشید "مکتوب است خانه‌ی مرا خانه‌ی دعا خواهند خواند؛ اما شما لانه‌ی دزدان‌اش می‌کنید." خودش بود.

با بیش از همه‌ی توان‌ام خیز گرفتم: "ای ناصری…" شنیدم. برگشت و دیدم. به طرف‌ام آمد.

ولی هر نابالغی که در معبد بود زمزمه کرد—و زیاد بودند—"هوشیعانا، ابنِ داوودا"، و به طرف‌ام که می‌آمد معلوم بود که در فکرِ اعتراضِ لحظه‌ی بعدِ کاهنان است. بی درنگ و تأمل دستی به پای من و بر چشمانِ آن دیگری کشید، و برگشت که اولیای کیشِ کهنه را با نقلِ درخشانِ قولی از مزامیر ساکت کند.

و من حاضر بودم پای دیگرم را هم بدهم تا، به‌جای شفای این‌یکی، کمی نگاه‌ام کرده باشد.

۱۳۸۰.
. برای الی. بعد از خواندنِ متــّی ۱۵-۲۱:۱۲.

3 نظر برای "کابوسِ مردِ لنگ"

  1. ممنون که خوب نوشته‌ای، کاوه.

    به مردِ لنگ:
    دیدم که گفته‌ای "…بعضی ساحران هم می‌توانند"، و گفته‌ای "با بیش از همه‌ی توان‌ام…" و گفته‌ای "بی درنگ و تأمل…" و "و من حاضر بودم…". اما مطمئنی در نگاه‌ات چیزی بوده بیش‌تر از‌ آن‌چه او دیده بوده است؟ و خود را طالبِ چیزی بیش از آن‌چه او فهمیده بوده نشان داده بوده‌ای؟!

  2. بی‌ربط به این موضوع، داشتم قسمتی از المیزان را می‌خواندم. از این‌جا: http://www.andisheqom.com/Files/quranshenasi.php?idVeiw=30160&level=4&subid=30160

    که جایی مربوط شد به نظرِ قبلی‌ام:
    و كلمه ( دعا ) و ( دعوت ) به معناي اين است كه دعا كننده نظر دعا شده را به سوي خود جلب كند ، و كلمه ( سؤال ) به معناي جلب فائده و يا زيادتر كردن آن از ناحيه مسؤول است ، تا بعد از توجيه نظر او حاجتش برآورده شود ، پس سؤال به منزله نتيجه و هدف است براي دعا ( مثل اينكه از دور يا نزديك شخصي را كه دارد مي‏رود صدا مي‏زني ، و مي‏خواني ، تا روي خود را برگرداند ، آن وقت چيزي از او مي‏پرسي تا به اين وسيله حاجتت برآورده شود ) پس اين معنا كه براي سؤال شد جامع همه موارد سؤال هست ، سؤال علمي براي رفع جهل ، و سؤال به منظور حساب و سؤال به معناي زيادتر كردن خير مسؤول به طرف خود ، و سؤالهاي ديگر .

پاسخ دهید