نه اینکه تازه‌کارِ میان‌مایه‌ای جزوه‌ی خام‌اش را چاپ کرده باشد

تصور کنید فیلمِ مستندی می‌بینیم که آندرئا پیرلو دارد سبکِ بازیِ زیدان را تحلیل می‌کند، با تأکید بر بازیِ برزیل-فرانسه‌ی ۲۰۰۶، یا مارتین سکورسیزی کارِ هیچکاک را با تمرکز بر سرگیجه. یا ایرج جنتی‌عطایی ظرایفی از ترانه‌ی سروده‌ی محمدتقی بهار را برایمان می‌گوید. استادِ طرازِ اولی کارِ استادِ طرازِ اولی را شرح می‌دهد، و ما حظّی می‌بریم آغشته به تحسین (و شاید غبطه).

حاشیه‌ی کریپکی بر ویتگنشتاین را که می‌خوانم، و مخصوصاً به مقایسه‌ی مسأله و راه‌حلِ شکّاکانه‌‌ی ویتگنشتاین با مسأله و راه‌حلِ شکّاکانه‌ی هیوم که می‌رسم، چنان احساسی دارم. 

7 نظر برای "نه اینکه تازه‌کارِ میان‌مایه‌ای جزوه‌ی خام‌اش را چاپ کرده باشد"

  1. شنیده‌ام ناشرِ ایرانی وعده کرده که ترجمه‌ی کتابی از ایشان (درباره‌ی قضایای ناتمامیتِ گودل) در همین امسالِ هجریِ خورشیدی منتشر بشود. عمرِ هر دوی شما (R.S. و م.-ص. ز) دراز باد.

  2. A logician approaches two men, knowing that one always tells the truth, and one always lies. She does not know which is which.
    She asks the man on the left "Would your fellow tell me that Raymond Smullyan has died?"
    The man replies "no."
    The logician weeps.

پاسخ دهید