نه اینکه تازه‌کارِ میان‌مایه‌ای جزوه‌ی خام‌اش را چاپ کرده باشد

تصور کنید فیلمِ مستندی می‌بینیم که آندرئا پیرلو دارد سبکِ بازیِ زیدان را تحلیل می‌کند، با تأکید بر بازیِ برزیل-فرانسه‌ی ۲۰۰۶، یا مارتین سکورسیزی کارِ هیچکاک را با تمرکز بر سرگیجه. یا ایرج جنتی‌عطایی ظرایفی از ترانه‌ی سروده‌ی محمدتقی بهار را برایمان می‌گوید. استادِ طرازِ اولی کارِ استادِ طرازِ اولی را شرح می‌دهد، و ما حظّی می‌بریم آغشته به تحسین (و شاید غبطه).

حاشیه‌ی کریپکی بر ویتگنشتاین را که می‌خوانم، و مخصوصاً به مقایسه‌ی مسأله و راه‌حلِ شکّاکانه‌‌ی ویتگنشتاین با مسأله و راه‌حلِ شکّاکانه‌ی هیوم که می‌رسم، چنان احساسی دارم. 

7 نظر برای "نه اینکه تازه‌کارِ میان‌مایه‌ای جزوه‌ی خام‌اش را چاپ کرده باشد"

پاسخ دهید